نظر علي الطالقاني
25
كاشف الأسرار ( فارسى )
باقر ( ع ) فرمود كه مستضعفين اطفالند و مردان و زنانى هستند كه عقل ايشان مثل عقل طفلها است . و اخبار بسيار است . خلاصه مقصود از ايشان كسى است كه از مقام سفاهت بالاترند و لكن ادراك مطالب بلند و دقيق ندارند و از مقام محسوسات چندان برتر نيستند و بيشتر از زنان و اطفال و بسيارى از مردان عوام چنيناند بخصوص در اوايل تكليف و بخصوص كسانى كه از سواد اعظم دورند . و مسئلهء ضعيف را در فقه به تفصيل نوشتهام و اينجا همين قدر كافى است . چهارم مرتبهء متوسّط ناس و غالب رجال است و كمى از اطفال و زنان . پنجم مرتبهء صاحبان ذهن و زيركى و فطانت و پرعقل است مثل كسانى كه صنعت اختراع مىكنند و شغلهاى عجيب از ايشان صادر مىشود و اين شأن كمى از مردان و بسيار كم از اطفال و زنان است . ششم مقام علماء و تاليان عصمت و قريب الافق به درجه نبوّت است . هفتم مقام انبياء ( ع ) . و ظاهر است كه هر يك از مراتب سبعه را عرض عريضى است . و اين اقسام همان به ملاحظه عقل و شعور بود و اگر منضمّ شود ملاحظه قوّت بدن و ضعف و ناتوانائى و صحّت و مرض و درست و تمام و ناقص بودن اعضاء ، اقسام بسيارى پيدا شود . و لكن چون مقصود ما بيان عقايد است و ضعف و قوّت بدن را چندان ربطى نيست لهذا اعتناء به اين اقسام نشد . بلى ملاحظه اينها در فقه لازم است . مطلب سوّم در تفاوت تكليف مردم . چون دانستى كه مردم در فهم و ادراك و عقل و شعور متفاوتند و هم دانستى كه بر خدا لازم است هر كسى را به قدر طاقت او و به اندازهء وسعت او تكليف نمايد نه كمتر و نه بيشتر ؛ زيرا كه اگر كمتر باشد بخل و ظلم است و لازم آيد كه از تكميل او چنانچه شأن او است مضايقه كرده باشد ، تعالى اللّه ، و اگر بيشتر باشد خوب است و لكن اين بيچاره عاجز از كشيدن بار است ، پس باز ظلم لازم آيد . چون اين جمله دانستى ظاهر و هويدا شد كه اهل هر مرتبه را تكليفى است غير از تكليف اهل مرتبه ديگر ، هر كه بالاتر است ، تكليف او نيز بالاتر و مشكلتر و هر كه پائينتر است ، تكليف او نيز پائينتر و سهلتر . و اعتقاد مرتبه پائين در نزد مرتبه بالا عين جهالت و ضلالت و سيّئه است و مع ذلك بر او لازم است كه از مقام خود به مرتبه پائين